تبليغاتX
من و تو ...!

من و تو ...!

با تو بودن لیاقت می خواد ....... با من بودم همه چیز ...!!! دقیقاً یه برداشت دو طرفه ست...!!!

بای بای

راستی از این آهنگی که گذاشتم خیال بد نکنید بی منظوره

فقط خوشم اومد دیدم قشنگه گذاشتم وگرنه  جون شما

چیز دیگه ای نیست

همیشه خوش باشید...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 17:20  توسط من  | 

سلام

دیدید آخرچرخ زمونه هم چرخیدو بلیط ما هم باطل شد....

بار این وب لاگ و به تنهایی به دوش کشیدم و همین جور هم باهاش خداحافظی می کنم ... مثل قبل ... پس ننویسید به پای کار گروهی ... امیدوارم منظورم رو کامل درک کرده باشید ...

خوب باید عرض کنم خدمتتون که هر بدی خوبی از من دیدید باید منو حلال کنید

هر شوخی با هر قشر یا با هر جنس به خصوص خانمها کردم امید وارم منو به بزرگی خودتون ببخشید

این وب لاگو راه انداختم بذار بهتر بگم این وبلاگو دوستم مانی راه انداخت و من فقط نگهش داشتم

چون خواستم حداقل یه خنده کوچیک کنار لبهاتون بشینه ... چه کنیم که دیگه جایی برای من نیست

یواش یواش جامونو باید بدیم به جوون ترها...

سر این وب لاگ چه دعواها که نکردم ... این وبلاگ باعث شد خیلی از دوستامو بشناسم ... باعث شد

با خیلی آدما آشنا بشم... از خیلیا درس یاد بگیرم...

ولی چه کنم که زندگی بی رحمه هر چقدر هم که با آرامش باشه...

این همکارم که فقط به اسم همکار بود یه بار به من گفت: دوستی های نتی جزو بهترین دوستیهاست ولی به چشم نمیاد...

ولی من میگم تار مویی از دوستی های واقعی رو با صد بار چت یا بحث توو نت یا وبلاگ نویسی عوض نمی کنم.

خوب دیگه درد و دلو این جور چیزا رو تموم کنم تا زودتر رفع زحمت کنم.

اینم پست آخر بنده: ( یه جورایی ته مونده نمکمه )

و اما در مورد پستم دختر خانم ها بخونن تا رابطه شون با دوست پسرشون بهم نخوره.

-------------------

سوالات ممنوعه:

بر اساس يه تحقيق ، 5 سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند! چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!! ...

اين 5 سوال عبارتند از:

(( 1- به چي فکر مي کني؟ ... 2- آيا دوستم داري؟ ... 3- آيا من چاقم؟ ... 4- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟ ... 5- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟... ))

--------------------------------------

براي مثال:

>>> 1- به چي فکر مي کني؟

جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“ ... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي کرده:

الف) فوتبال

ب) بسکتبال

ج) چقدر تو چاقي!

د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!

ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟

يه مرد در سال 1973 بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن ، درباره ش حرف مي زدم!“ ...

--------------------------------------

>>> 2- آيا دوستم داري؟

جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط ترند مي تونن بگن: “بله عزيزم!“ ... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:

الف) فکر کنم اينطور باشه!

ب) اگه بگم بله ، احساس بهتري پيدا مي کني؟

ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!

د) مگه مهمه؟!

ه) کي؟ ... من؟!

--------------------------------------

>>> 3- آيا من چاقم؟

واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين! ... جوابهاي اشتباه اينها هستند:

الف) نمي تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!

ب) نسبت به چه کسي؟!

ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!

د) من چاق تر از تو هم ديدم!

ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه ات فکر مي کردم!

-------------------------------------

>>> 4- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟

“اون دختره“ در اينجا مي تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه ء يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“ ... جوابهاي غلط عبارتند از:

الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه اي خوشگله!

ب) نمي دونم اينجور موارد رو چطوري مي سنجند!

ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!

د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!

ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي کردم!

------------------------------------

>>> 5- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟

جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه ء اجتناب ناپذير فقدان تو ، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“ ... اين سوال ، همونطور که توي گفتگوي زير مي بينين ، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني تر باشه! ...

زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟

مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي پرسي؟ اين سوال منو نگران مي کنه!

زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟

مرد: البته که نه عزيزم!

زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟

مرد: معلومه که دوست دارم!

زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي کني؟

مرد: خيلي خب! ازدواج مي کنم!

زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي کني؟

مرد: بله!

زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي کني؟

مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!

زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟

مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!

زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي کني و عکسهاي اونو به ديوار مي زني!

مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!

زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!

مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!

------------------------------------

 

دوستان از این که من رو تا به حال تحمل کردید ممنونم و امید وارم تونسته باشم با مطالبم

شمارو حتی برای یک لحظه خندونده باشم

مخلص همتون "من" یا بهتر بگم سعید همیشه تنها...

هميشه شاد و موفق و پیروز باشید...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 17:9  توسط من  | 

روشهای خاستگاری خانمها از آقایان شماره 2 :

سلام به همه عزیزان:

اول از همه البته با تاخیر عید فطر رو به همه دخترها و پسرهای هموطنم تبریک می گم.

**********************************************************

خوب

ممنون که تحویل گرفتید و مطلب قبل و تمام و کمال خوندید  .....  خوب خدا رو چه دیدی شاید هم خوندیدولی زورتون اومده نظر بدید....

بگذریم.

در مورد همکارم هم باید عرض کنم خدمتتون که فعلا خبری در دست نیست ولی طی اخبار ضد و نقیضی گفته شده ایشون رو در آبهای مدیترانه دیدن که با قایق تنها سفر میکرده... و گفته شده که خانم تو پست خودشو نوشته و به پای کفتر بسته و به سمت ایران راهی کرده ( انشاالله که کفتر عزیز به سلامت به مقصد برسه ... برای سلامتی کفتر عزیز بلند صلوات ختم کن )  ....

 باید اینم متذکر شم که این کفتر با اون کفتر فرق داره ها ... اشتباه نگیرید.

 

و اما درباره پست اين دفعه:

يادتون باشه چند ماه پيش يک سري روش براي دختر خانمهاي محترم نوشته بودم براي خواستگاري از پسر مورد علاقشون خوب ديدم اين روشها از کار افتاده شده و زياد کاربرد چنداني نداره گفتم يک سري جديد از اين روشها رو در اختيارتون بذارم:

----------------------------------

انواع روشهاي خواستگاري دختر خانمها از آقا پسرها ( شماره 2 ) :

 

1. روش از ما بهترون:

لازم نيست کاري بکني فقط انتخاب کن خودش جورميشه.

نکته: چه موقع ؟؟؟ خدا ميدونه.

 

2. روش خرکي:

جلوي يکي از اين لندکروز سياهها بوسش ميکني که بدونه به خاطر بدبخت کردنش همه کار مي کني.

 

3. (تکراري ولي اين دفعه با نکته) روش بچه خر خوني:

همون داستان جزوه اينا که خودتون وارديد.

نکته: متاسفانه از اونجاييکه مجموع دو متغير زيبايي و خرخوني در مورد دختر جماعت , هميشه يه مقدار ثابته بنابر اين بهتره که روي اين روش خيلي حساب نکني!

 

4. روش نا جوان مردانه: (اين روش پيشنهاد همکارم خانم تو ميباشد ولي خودم اصلا توصيه نمي کنم چون مخالف حقوق مردان بوده)

مزنی تو سر طرف...
با کمربند کبودش می کنی..
هر وقت برات گل میاره می کوبی تو کلش..گلا پر پر میشه....
هی قر هی فیس هی ادا...
تا بالاخره میفهمه منظورت چیه..!
!

نکته: تا طرف ای کیو بالای 1000 نداشته باشه نمی فهمه چه خبره!!!!

 

 

5. روش تابلو بازي:

هميشه ميري توو مسيرش واميستي و هي زل ميزني توو چشماش هي بهش متلک بپرون اگر از کارت شاکي شد فوري کولي بازي در بيار تا به يه نحوي بيفته گردنت.

نکته: اين روش کلا به مهارت شما بستگي داره اگر کمي به مهارت خودتون در اين روش شک کرديد کلا اين روشو بيخيال شيد که کار دستتون ميده.

 

6. روش sms بازی:

آمارشو میگری و شماره تلفنشو گیر میاری بعد یه sms توپ براش میفرستی و منتظر جواب میشی , توو جواب اون ازت میپرسه شما؟؟ تو هم هی میذاریش سرکار و می پیچونیش تا راضی بشه باهات حرف بزنه بعد که کارا تا اینجا خوب پیش رفت برای این که تابلو نشه توو دوستش داری  میگی اشتباه گرفته بودی و یه کم طاقچه بالا می ذاری ولی اگه کارت درست بوده باشه اون خودش میاد جلو.

نکته: این کار همون نامه نگاری یا قرطی بازی سابق که الان به روش sms انجام میشه.

 

7. روش آرشيتکتوري:

با اينکه طرفو دوست داري , اما سعي ميکني باهاش جوري رفتار کني که انگار بود و نبودش برات فرقي نميکنه. بعضي وقتا براي سنجش ميزان علاقه طرف به خودت يه گمان هايي هم ميزني اما اصولا سعي ميکني که نگاه منفيت به موضوع کاملا حفظ بشه. از هر فرصت مقتضي کمال استفاده رو ميکني که براي تمام اين کارا يه منت مختصري هم سر بيچاره بذاري! اما از اونجاييکه با تمام اين حرفا بازم انتظار داري که اون پا پيش بذاره, يوقتي به خودت مياي که ميبيني گيساي سرتم مثل دندونات سفيد شده.

نکته: همونطور که ديدين, اين روش اصولا فاقد کاربرده و براي پرهيز از اون بهتره که اصلا آرشيتکت نشين يا اگر هم شدين حداقل از نوع انثش نباشين!

 

8.روش آخر استاد:

اين آخرين روش من ميباشد و کاربرديترين همشون, درستو بخون, درست لباس بپوش, درست آرايش کن, نجيب باش, رابطه هاتو کنترل کن و از آزادي هات سو استفاده نکن ايشالا وقتي يه کم بزرگتر شدي اراده کني هر کسي رو مي توني داشته باشي...

نکته: بادا بادا مبارک بادا ايشالا مبارک بادا.........

----------------------------------

اما روي هم رفته و از شوخي گذشته اينو تقديم ميکنم به همه دختراي هموطنم. بخاطر اينکه به ما مردا هيچوقت اجازه ندادين که حرف دلشونو بزنن و هر بار که زديم با هزار جور تمسخر و توهين و تهمت ناروا توي دهنمون زدين. اميدوارم که از شوخي من نرنجين. هر چند که خواهي نخواهي منم يکي از همون مردام اما ميگم:

           آنکس که نداند و بداند که نداند ... لنگان خرک خويش به مقصد رساند

 

***************

خوب اينم پايان آموزش ما دوستان در صورت موفقيت , بنده رو از دعاي خيرشون بي نصيب نذارن.

 

هميشه خوش باشيد...   

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 18:23  توسط من  | 

نکات قابل توجه برای مخ زنی...! (برای آقا پسرها)

سلام سلام:

بابا ما نیستیم شما چرا تحویل نمیگیرید.

خوب بعد کلی دپرس بازی و جنگ و دعوا دیدم بد یه پست درست حسابی ندم.

در مورد کسانی که می خوان بدونن که همکار بنده آیا هست یا نه و چرا تا حالا پستی نداده باید بگم هست و بزودی با یه پست توپ اینجا رو کمفیکوم میکنه.

-------

اين دفعه با يک سري مطالب نو اومدم خدمتتون و قبل از هر چيز بايد بگم که اين مطلب هيچ ربطي به خانمها نداره لطفا حتي سعي نکنن يه کمش هم بخونن چون در پايان من جلوي دستتون نيستم که دمپایی بزنيد توو سرم براي همين ممکنه کلتونو بکوبيد توو مانيتور, اونوقت هم مانيتور ميشکنه هم کله شما پس لطفا خانمها نخونن.

************

خب بعد اتمام حجتم با خانمها ميرسيم به آقا پسر هاي گل گلاب که دپرس گوشه خونه نشستن و نمي دونن چجوري mind بزنن , گفتين اين همه راه نشون خانمها داديم يه دو ستا راهم به آقا پسر ها نشون بديم بلکه يکم به روحياتشون افزوده بشه.

************

و اما

براي mind زني بايد به چه نکاتي توجه کرد:

 

1. هر جا که ديديد تعدادي دختر دارن از خنده غش و ضعف ميرن بدونيد که کارشون فقط براي تظاهر و جلب توجه چون: بر عکس ما پسرا هيچ دختري نيست که براي يه دختر ديگه اونقد جذاب و شيرين سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه .در ضمن ما پسرا چون خيلي شورشو در اورديم ديگه حتي بابا ننه هم رو  مسخره ميکنيم و مي خنديم اما دخترا اين جوري نيستن و هيچ وقت هيچ دختري نتونسته يه دختر ديگه رو از ته دل بخندونه! آخرين دختري که تونست يه دختر ديگه رو بخندونه وقتي بود که پدربزرگ پدر جد من رفت واسه زنش هوو اورد و چون اين دو تا خيلي از هم بدشون ميومد وقتي که يکيشون مرد اون يکي از ته دل خنديد! پس نتيجه ميگيريم که خنده دخترا يعني اينکه خواهش ميکنم استدعا دارم يکي بياد mind من رو بزنه!

 

2. وقتي که توي يه ماشين تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشيد يکيشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشين راه نميفته ديگه iq ! خوب دخترا راننده هاي خوبي نيستند و موقع رانندگي 80 درصد حواسشون به رانندگيه که يه وقت اشتباه نکنن.( الان ميگيد پس 20 درصد بقيه کجاست؟ بايد عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده ميکنن و به عبارت ديگه همه حواسشون رو هم که جمع کنن ميشه 80 درصد و اون 20 درصد باقي مونده رو هم خدا بشون نداده تا بعداً راحت گول بخورن و عاشق شن و اين طوري نسل بشر منقرض نشه! وگر نه خدا وکيلي اگه يه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کي مياد زن من و تو و باباتو عموت ... شه؟!؟!؟! )

 

3. تا يه ماشين ديديد که توش دو تا دختر هستند سريع نريد کنارش و بخوايد شماره بديد به دو دليل:             الف:اين روش قديمي شده  

ب:ممکنه تصادف کنيد چون در اون حالت ماشين هاي ديگه اي هم هستند که همزمان با شما اون ماشين رو ديدن و چون اونها هم به روش قديمي عمل ميکنن پس سريع ميخوان خودشونو برسونن بهش و اولين کسي باشن که شماره ميدن و از اونجايي که تجربه نشون داده وقتي يه پسر يه دختر ميبينه ديگه مخش از کار ميفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشينتون اونجا باشيد پس احتمال تصادف زياده!

بنابراين و با توجه به دو مورد فوق نتيجه ميگيريم که وقتي يه ماشين با دو تا دختر ديديد بايد سريعاً از محل دور شيد و فاصله رو زياد کنيد

 

4. مهمترين اصل در زدن mind يه دختر آرامشه.البته ميدونم که ضربان قلب چه بخواي و چه نخواي ميره رو 1000 اما بايد جوري رفتار کنيد که طرف نفهمه شما استرس داريد.حتي الامکان مي تونيد واسه اينکه نشون بديد چقدر آرامش داريد اگه توو ماشين هستيد در حال حرکت در ماشين رو باز کنيد و بپريد بيرون و اين نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!

 

5. خيلي وقتا اتفاق ميفته که وقتي يه ماشين رو به عنوان سوژه در نظر ميگيريد در همين حال يه ماشين ديگه هم پيدا ميشه و شما مي مونيد که از اين دو تا ماشين کدومشون رو انتخاب کنيد.راستش اين مشکليه که تا حالا افراد اهل فن راه حلي واسش پيدا نکردن ولي خوب شما ميتونيد در اين مواقع خيالتون رو يه کم راحت کنيد از اين بابت که من نويسنده هم سردرگم ميشم چه برسه به شما!

 

6. هيچ وقت وقتي که يه ماشين ديديد که دختر تووش هست و شما هم سوار ماشين پيکان قراضه سبز رنگ هستيد سعي نکنيد که عمليات محيرالعقول انجام بديد و چه ميدونم سرعتو زياد کنيد و لايي بکشيد واينا... چون واقعاً لايي کشيدن يک پيکان سبز رنگ از بين چند تا پژو و پرايد و ماکسيما صحنه چندان خوشايندي نيست و اولين فکري که در اين حالت به ذهن بيننده خطور ميکنه اينه که احتمالاً راننده پيکان از ده اومده!

 

7. يه نکته خيلي خيلي مهم رو به خاطر بسپاريد و اون اينکه مطمئن شيد که اون دو نفري که توي ماشين نشستند و يکي از يکي خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پيشرفت علوم و فنون بعضي وقتا مادره از دختره جوون تر ميشه پس حتماً حواستون جمع باشه!

 

8. سعي کنيد وقتي يه ماشين ديديد که تووش دو تا دختر نشستن صداي ضبط ماشينتونو زياد نکنيد که کل خيابون برگردن ماشين شما رو نگاه کنند چون ديگه اينکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زياد کنه واقعاً خز و خيل شده و در ضمن اين جوري ممکنه سوژه هم بپره به هر حال اونا دخترن ديگه مثل ما پسرا که نيستن، کارشون حساب و کتاب نداره...

 

-------------------------------------------

خوب در مورد خانمهايي که اين مطلب رو خوندن در صورت بروز هر گونه آتش گرفتگي , داغ شدن سر , احساس حالت امفجار و امراضي از اين نوع حتما خودشون رو به چشم پزشک نشون بدن چون من در بالا نوشته بودم اين مطلب مخصوص آقا پسرهاست.

و در مورد آقا پسرها به روشهاي بالا توجه کنید حتما به يه جاهايي مي رسيد... موفق شدي مارو هم دعا کن...

 

پ . ن : دمپایی ها و کفشهای شما بعد از پرتاب پس داده نمی شود.

 

هميشه خوش باشيد...

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 17:52  توسط من  | 

سلام:
راستش اين مدت انقدر حرف کل کل زديم رشته کلام اين وب لاگ از دستمون در رفت. خواستم با اين وب فقط يه لبخند کوچيک کنار لبتون بشينه ولي انگار زمونه نمي خواد.
حرفاي من فقط شده کل کل يا گاهي هم درد ودل اينو قبول دارم...
اين دفعه مي خوام يه داستان براتون بگم(اگر اين دفعه هم دنبال نوشته طنز اومديد بايد بگم متاسفم)
شايد اين حرفارو خيلي جاهاي ديگه هم شنيده باشيد ولي حرفاي من چيز ديگه ست. (اگه حوصله نداري مي توني نخوني)
------------------------------------------------------------
سرگذشت انساني که گرگ نبود ولي با گرگها بود , انساني که تنها نبود ولي با هم بودن رو تجربه نکرد:
روزي روزگاري توي يه شهر بزرگ يه پسري به دنيا اومد. دور و بر اين پسر پر از آدماي رنگارنگ بود
همه به يه نحوي دوستش داشتن بهش بها مي دادن. تا اين پسر بزرگ شه. پسر هم از روي محبت ديگران محبت رو ياد گرفت, با همه مهربون بود, به همه کمک کرد.
گذشت و گذشت
تا اين که به پسري کامل تبديل شد. چشماشو باز کرد... دورو برش رو نگاه کرد. ولي کسي نبود...
پس چه کسي بهش محبت مي کرد........؟
پس از کي محبت رو ياد گرفته بود.......؟
وقتي به دنبال سوالات توي مغزش رفت, فقط به يک سري گرگ درنده رسيد....
گرگها بهش گفتن      تو کي هستي؟     تو انساني.....؟
پسر اومد بگه انسانم... ولي وقتي يه نگاهي به خودش انداخت ديد تبديل به يک گرگ درنده شده...
بدون که بخواد با گرگها همراه شد ... باهاشون دويد ... باهاشون شکار کرد ...
تا يک روز وقتي به شکار رفته بود به شهري که توش به دنيا اومده بود رسيد ... ناگهان به خودش اومد
يادش افتاد که زماني محبت مي ديده .... محبت مي کرده .... ولي الان..........................
خواست وارد شهر بشه ولي بهش گفتن تو گرگي .... اين شهر انسانهاست.......
هر چي خواهش کرد ... کسي قبول نکرد ... خسته و نااميد به پيش گرگهاي ديگه رفت ولي گرگها هم گفتن
تو از ما نيستي. تو خواستي وارد شهر انسانها بشي ..... و از گروه انداختنش بيرون...
پسره که ديگه تنها بود توي جنگل تاريک راه افتاد. همين جور که داشت به زندگيش فکر مي کرد...
ناگهان صدايي شنيد ... يک صداي دل نشين ... صدا از همه طرف جنگل شنيده مي شد.... صدا بوي اميد مي داد... بوي زندگي ........ هر چقدر پسره دويد , صدا ازش دورتر مي شد و ناگهان صدا قطع شد ...
لحظه اي بعد صدا بهش گفت به من نزديک نشو چون تو گرگي ... پسره قسم خورد گفت من انسانم ...
من محبت بلدم... ولي صدا قبول نکرد...      پسره سکوت کرد.... حرف نزد.....
خواست انسان باشه... به هر دري زد نشد.... رفت پيش خدا... خدا بهش پشت کرد....
خدا بهش گفت من براي گرگها کاري نمي کنم .... پسره به پاي خدا افتاد .... بهش التماس کرد...
گفت من انسان بودم بدون که بفهمم گرگ شدم. خدا بهش گفت من تو رو دوباره انسان مي کنم
ولي..........................................................
ولي رو نگفت......               پسره دوباره انسان شد.......
اما به بهاي انسان شدن خدا کلام انسانها رو ازش گرفت... پسره برگشت به جنگل به طرف صدا رفت..
صاحب صدا رو پيدا کرد ... ولي نتونست باهاش حرف بزنه .... ولي نتونست بگه بخاطر اون انسان شده...
ولي نتونست بگه که ......................................................
پسر فقط نگاه کرد......!
------------------------------------------------------------
يکي به من کمک کنه... دارم ديوونه مي شم از بس سکوت کردم....
دارم ديوونه مي شم از بس نگاه کردم....
دارم ميميرم...
يکي به من کمک کنه....
يکي به من بگه چه جوري به زبون آدم صحبت کنم....
مي خوام همه جوره آدم باشم...
                        کمک...!

                                             من تنهام
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 19:24  توسط من  | 

عکس.... گویای همه چیز....!

سلام

راستش نمی خواستم من پست بدم ولی. ولی بخاطر مشکلات عمومی و خصوصی مجبور شدم.

خوب اگه رادیو رو روشن کنید بعد ببینید یه مجریش (ام) زیادی ویز ویز میکنه چی کار میکنیم؟؟؟؟؟

آفرین رادیو رو خاموش میکنیم.....

                           (( من و تو ))       (( موج اف ام ))

نفس بکشید که ما تنها نیستیم...

ما هستیم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 0:18  توسط من  | 

فعلا کل کل .... بعدا هیچی....!!!!

سلام به دوستان خودم.
تغيراتو لذت مي برين ...
بنده من هستم همون پورفسور سابق الان ديگه منم.
با همکار خوبم يعني: تو ..(همون ديوونه کوچولوي سابق).. قصد داريم لحظات شاد و غمگيني براتون بنويسيم ... اميد وارم بتونيم تو کارمون موفق باشيم...
-------------------------------------------------------------
درباره سبک وب لاگ عرض کنم خدمتون که چرت وپرت ولي از نوع جدي...
چون خواستيم جدي باشيم و در کنار جدي بودن چرت و پرت بگيم ...تغيير نامداديم           

                            *-----<<< من و تو >>>-----*

 
-------------------------------------------------------------
بيايد ببينيد چه خبره...
ما نمي خواستيم توو وب لاگ حرف کل کل باشه ولي چه کنيم از اين جووناي تازه کار...
(کار خدا رو مي بيني)
خبراي جديد اين که يه راديو موج اف ام خواسته ادعاي بزرگي کنه در برابر من و تو
(چرت و پرت سابق) ..... هاهاها
آرزو بر جوانان عيب نيست....
سخني با دستندرکاران اف ام: دوستان تازه کارم .. اين کار شما مثل اينه که بخوايد کنار مکدنالد.. فلافلي باز کنيد...                              سعي کنيد... آدما با اميد زنده اند...
تا کي ميخواد تو وبتون برف بياد. فکر کنم يه سه ماهي از زمستون گذشته ... اشکال نداره بذار بياد که بعدا بيکار نمونيد حداقل پارو بگيريد دستتون برفارو پارو کنيد... چون کار ديگه اي نمي تونيد بکنيد...مواظب باشيد زمين سُر ... ليز نخوريد چون مجبور مي شيد براي اين که نخوريد زمين لزگي برقصيد... چه جالب ميشه مردم بيشتر ميخندن ... سبکشم جديد ... ما هم تشويق ميکنيم...

خلاصه ... من و همکارم ... بهتر بگم ما ... به جوونا مجال ميديم ببينيم چند مرده حلاجن...
ولي.... اينو بدونيد اجازه نفس کشيدن نميديم..... اگر شما باهم يک موجيد ... ما هر کدوم يه فرکانس
ماهوره ايم...                                       

                                       چه شود وقتي باهميم...


اميدوارم از حرفام ناراحت نشده باشيد... بي منظور بود ...
و يه توصيه براي آقاي M از عکس زير استفاده کن.
                          

-----------------------------------------------------------------------------------

دوستان خوب وب با عرض پوزش من به دلیل مسائل داخلی وب نتونستن مطلب جور کنم . اگر خدا بخواد

از پستای بعدی جبران میکنم. فعلا اینو داشته باشید:


نفس بکشيد که تنها نيستيم...
ما هستيم.....

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 22:40  توسط من  | 

سلام سلام !!!

هوا گرمه ! اينجا گرمه ! تا بستون گرمه ! گرم تا بستونه !!!! اين گرماي تا بستون اعصا ب ادمو مي جوه !!! شايدم داره با موتورش ويراژ ميده !!!!

ديوونه هستم .... كوچولو هستم ..... اما كوچولو نيستم !!!!! بسيار بزرگ هستم .....ولي كوچولو هستم !!!!!

اين گوشه اگه سمت چپ رو بگيري و مستقيم بري يه عكس مي بيني . زيرش نوشته ... شايد هم نوشته زيرش !! كه براي ترميم قلب هاي تركمان شده استخدام شدم !!!

بابا پرفسور !!! از بس با ديوونه ها سرو كله زده پاك گيج مي زنه . من اومدم قلب هاي تركمان رو تو سبد جمع كنم و بذارم تو جايخي يخچال .شايدم سرد خونه كه تاريخ مصرفش نگذره....بعدا به درد پروفسور و همكارش مي خوره..!!!

بايد بالا سرشون بكارن يا نخشو بكشن از دوباره ببافنش.!!

خلاصه بازم گرم هواهه شايدم هوا گرمه...!

كارنامه نمره داره يا نمره كارنامه داره.....!

فوتبال علي دايي داره يا علي دايي فوتبال داره....!

ميرزاپور پا داره يا پا ميرزاپور داره....!

به جون كرم هاي تو باغچه مون هيچ كدوم هيچي ندارن...!

تازه دريافتم چرت و پرت گفتن سخت تر از مثل ادم نوشتنه !! مثل ادم نوشتن ادم مي خواد اما چرت و پرت گفتن چرت و پرت گو...!!!

خب براي اولين بار يه قابلمه چرت و پرت براي شب بار گذاشتيم....نياز به يه سفره ي پربار داريم !!!چرت و پرت با سنگك مخصوصا در حال گوش دادن راديو اونم موج اف ام خيلي مي چسبه..!!!

شب همگي خوش

بامداد خوبي داشته باشين...

روز خوبي رو سپري كنيد.....

پ.ن: اين پست براي معرفي بود....هورااااااااااااااااااااااااااا!!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 15:45  توسط تو  | 

ما دوباره برگشتیم!!!

سلام سلام سلام...

دلمون طاقت نیورد دیگه. طاقت دوری تونو نداشتم. مجبور شدم برگردم... خوب حالا حالتون چطوره؟

خوب قبل از همه. خبرای جدید وبو بدم خدمتتون:

اول این که : چرا رفتی روان پزشک جوون آخه من بدونه تو چی کار کنم... (حالا همه  با هم)

آخه من بدون تو چی کار کنم ... من بدون تو چی کا کنم

خوب خوب خوب دیگه بسه ...

دوم این که یکی از مریضای خودم خواست ثابت کنه خوب شده ولی من باور نکردم حالا قرار بیاد اینجا رو بهم بریزه.

همین ...

خوش باشید که ما همچنان هستیم...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 23:32  توسط من  | 

اگر بار گران بودیم رفتیم...!

سلام
ديديد نيومده رفتيم.
اين آخرين مطلبي که من براتون مينويسم وبعد همراه با دوست خوبم رفع زحمت ميکنم.
پس خواهشن اين مطلبو تا پايان بخونين.(ممنون ميشم)
****((آدرس اين وب لاگ تا يک هفته ديگر حذف مي شد))****
===============================================
اين دفعه مي خوام برم سراغ دوستي هايمان... همان دوستي هاي سالم که گاهاً آن را از نوع دوستي با همکلاسيهاي دانشگاه مي ناميم يا با دوست اينترنتي. گاهاً يکي از اهالي محل. و گاهي يک غريبه در خيابان. يا يک مهماني...جاي دوستي مهم نيست ... مدل دوستي هايمان مهم تر است.
که در اينجا به تعدادي از آن اشاره مي کنيم.
===============================================
1.دوستي جدي يا بهتر بگم لاو.
اوصولاً اين جور دوستيها کم پيش مياد... دفعه اولي که آدم از يکي خيلي خوشش مياد,اتفاق ميفته. آدم بلا نسبت شما خيلي خر طرف مي شه, البته از اين خر بودن هم لذت مي بره. چون طرف هم اگه دفعه اولش باشه بهت وابسته مي شه . ولي اين خريت تا اونجايي پيش ميره که اين نوع دوستي از هم بپاشه ... بيشترمون اين مدلو تجربه کرديم.
----------------------------------------------------------------------
2.دوستي روشنفکري.
توو اين دوستي خر طرف نيستي ولي دوست داري خرش بشي. مثل قديمي ها, دوست داري از زندگي جز معشوقت چيزي نبيني... ولي نميشه ... دوستي بيشتر شبيه به رابطه اجتماعي ميشه تا رابطه عاشقانه...
----------------------------------------------------------------------
3.دوستي خواهر برادري.
گر چه اسمش خنده داره ولي به تازگي مد شده. البته ممکنه به اين زودي که مد شد به همين زودي هم از مد بيفته(مثل آهنگاي بنيامين)... چون واقعا خواهر برادرانه نيست.اين دوستي يه چي تو مايه هاي جدي که طرفين نمي خوان اسم جدي رو روش بذارن و دوستي روشنفکرانست. ولي اين دو کلمه با هم ناسازگارن.
اين جور دوستي ها آخرش ميره تو سيستم جدي يا بهم ميخوره.
----------------------------------------------------------------------
4.دوستي معمولي.
اين مدل دوستي الان رو بورس. هر کي رو مي بيني مي گه سيستم معمولي. البته دخترها بيشتر طرفدار اين مدل هستند تا پسره. چون در کشور ما دوستي هايمان درست معني نشده.
قانون اول اين دوستي اينه که طرفين با هم دوست باشن ولي به هم وابسته نشن...(دوستي بي وابستگي کلامي بي اشکل نيست. که همچون ماشين بي بنزين مي مونه)
قانون دوم اينه که اگرم عشقي هست تو حق نداري بيانش کني چون خانمها معتقدن تو داري گولشون مي زني چون عشق توو اين زمونه وجود نداره.(البته اين جا کمي حق دارن)
قانون سوم اينه که اشکالي نداره اون با کسي ديگه اي هم باشه و تو هم با کس ديگه اي باشي...(ولي اين جا يه مسئله اي پيش مياد به نام غيرت......)
----------------------------------------------------------------------
وهزار نوع دوستي ديگر که به خاطر زياد بودنشون از توضيح دادن معذورم....
==================================================
اما براستي چرا دوستي هايمان وضعش انقدر آشفته هست... به دوستانتان نگاه کنيد ... به خودتان...
چه مي بينيد...!!؟؟؟؟؟؟؟
آيا براستي اين همه فرياد وفا داري مي زنيم . خودمان انقدر وفا دار بوده ايم؟؟؟
آيا فقط در کلام فرياد مي زنيم يا براستي به حقيقت کلمه: وفا. عمل مي کنيم؟؟؟
آيا در اوج وابستگي و عشق به کسي. اگر شرايط نا مناسب بود بي وفايي نمي کنيم؟؟؟
نمي خوام اينجا بيايد فرياد بزنيد " من وفا دارم ! "
تو اين زمونه باور نميشه کرد ... گر چه بد بين هم نمي توان بود... روزگار غريبي....!
لحظه اي عاشقيم لحظه اي بعد فارغ از عشق... گناهان خودمونو باور کنيم ...
حداقل اگر جرات نوشتن يا گفتن رو نداريم باور کنيم که در دلهايمان با خودمان صادق باشيم.
که بچه پيغمبر نيستيم...
فرهاد کوه کن نيستيم...
حتما الان ميگيد چرا اين ديوونه از طنز زد توو چه بحثايي يا اين که چرا اين مطالبو توي وب لاگ طنز نوشته.
به خدا قسم که خودمم نمي دونم . داشتم براتون طنز مينوشتم که يهو داغ دلم تازه شد اينا زد تو کلم منم گفتم براتون بنويسم (و با عرض پوزش از دوست خوبم آقاي روانپزشک چون قول داده بودم تو وب اين جوري ننويسم ولي چه کنيم دل ديگه وپست آخره...) پس ادامشم بخونيد:
اما چه گشت بر نسل ما.... که اين گونه گشت...
شايد از کودکي آموختيم که دروغ بگوييم ... از بس دروغ شنيديم....
ظاهر سازي را آموختيم...آموختيم ريا را ... نيرنگ را.......
اين روزها عشقو تو رويا هامون بايد پيدا کنيم ... اين روزا عشقو مي خرن و ميفروشن ما کجاي کاريم...
اين روزا اسکناس ارزشش از موي يار نيز بيشتر ... اين روزا مردم همديگرو رنگ ميکنن... همه ما نقاشيم...
نقاشاني که خودشون توسط يکي ديگه رنگ شدن....

صادق باشيم در دوستي هايمان ... هر مدل که هست ... با هر نامي که هست....
جرات داشته باشيد ... جرات راست گفتن به هم ...!
نقاش نباشيم ... اگر نقاشي کنيم ... روزي خودمان را هم رنگ مي کنند ... رنگ نکنيم هم ديگر را تا رنگ نشويم...

دوستي هايتان پايدار باد ...
دوستي هايتان صادقانه باد ...
دوستي هايتان خالي از رنگ و نيرنگ باد ... 

مخلص همتون پورفسور خالي يا رييس تيمارستان يا سطل يا هر اسمي که از من ميدونيد...

موفق و پيروز باشيد.... 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 17:19  توسط   |